محققان تاكنون گامهاي مهمي براي غلبه بر اصطكاك در نانوابزارهاي مكانيكي برداشتهاند. گروهي از محققان دانشگاه BASEL سوئيس نشان دادهاند، با اعمال يك نيروي لغزشي كوچك و عمود بر سطح، اصطكاك بين نوك ميكروسكوپ نيروي اتمي و بلورهاي نمك، تا صد برابر كاهش مييابد. همچنين، گروهي از آزمايشگاه ملي برکلي كاليفرنيا، به روشي براي كنترل اصطكاك در يك سيستم مشابه، با استفاده از ميدانهاي الكتريكي، دست يافتند.
از آنجا كه نانوابزارها نسبت سطح به حجم بسيار بزرگي دارند، اصطكاك، مشكل بزرگي در اين ابزارها محسوب ميشود و باعث تخريب سريع سطح و غير قابل استفاده شدن آنها ميشود. روانكارهاي معمول و قديمي در چنين ماشينهايي كاربرد ندارند، زيرا اين روانكارها هنگامي كه در فضاهاي بسته و كوچك محبوس شوند، چسبناك و ضخيم خواهند شد. بنابراين براي تجاريسازي اين نانو و ميكروابزارها، فراگيري چگونگي غلبه بر اصطكاك ضروري است.
Anisoara Socoliuc از دانشگاه BASEL به همراه همكارانش، در آزمايشات خود، تماسي بين يك نوك تيز سيليکوني و سطح اتمي كلريد سديم بر قرار كردند. با حرکت بلور نمك، نوك سيليکوني دچار ناپايداري و شروع لغزش ميکند. هنگامي كه محققان يك نيروي كششي متغير سينوسي بين نوك و بلور اعمال كردند، اين ناپايداري ها متوقف شد و اصطكاك بيش از صد برابر كاهش يافت، زيرا نيروي متغير، نوسانات انرژي پتانسيل بين نوك و سطح را كاهش ميدهد. نتايج کار اين محققان در Science به چاپ رسيده است.
در آزمايشي ديگر، نيز محققان دانشگاه كاليفرنيا، نوك ميكروسكوپ را روي يك زيرلايه سيليکوني داراي مناطق p و n قرار دادند. آنها دريافتند، اعمال ولتاژ 4 ولت روي سطح، مقدار اصطكاك را در مناطق p دو برابر ميكند. اگرچه در اين آزمايش اصطكاك افزايش يافت، ولي محققان معتقدند، اين اثر ميتواند يك مكانيزم مفيد كنترل اصطكاك در نانوابزارهاي واقعي باشد، زيرا اعمال چنين ولتاژي آسان مي باشد. هر چند اين گروه هنوز علت افزايش اصطكاك را نميدانند.
مي دانيم كه براي ماده سه حالت جامد، مايع و گاز در نظر گرفته مي شود. اما در مباحث علمي معمولاً يك حالت چهارم نيز براي ماده فرض مي شود. حدوث طبيعي پلاسما در دما هاي بالا، سبب تخصيص عنوان چهارمين حالت ماده به آن شده است. يك نمونه بسيار طبيعي از پلاسما آتش است بنابراين خورشيد نمونه اي از پلاسماي داغ بزرگ است.
تعريف پلاسما
حدود پلاسما
آيا كلمه پلاسما يك كلمه با مسما است؟
حفاظ دباي
معيار هاي پلاسما
كاربردهاي فيزيك پلاسما
ادامه مطلب
|
بخش دوم |
|
براي بررسي حرکت يک جسم ابتدا به تعريف چند کميت مي پردازيم. |
بردار مکان و بردار جابه جايي و............ |
ادامه مطلب
بخش اول | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
در اين فصل، به تشريح موضوع علم فيزيک مي پردازيم. پس با زمينه هايي که فيزيک در آنها کاربرد دارد و شاخه هاي مختلف علم فيزيک آشنا مي شويم. سرانجام به اهميت اندازه گيري در فيزيک و کميتهاي اصلي و فرعي و کميتهاي نرده اي و بُرداري و عمليات جبري آنها مي پردازيم. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
تاريخچه پيدايش و گسترش فيزيک | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
علم مطالعه حرکت، نيرو، انرژي و اثرات آنها بر ماده را علم فيزيک گويند. واژه فيزيک از واژه باستاني يوناني physis به معناي طبيعت و ماهيت گرفته شده است. فيلسوفان آسياي صغير، نخستين کساني بودند که پرسشهايي درباره طبيعت و ماهيت بنيادي (physis) دنياي مادي مطرح ساختند (در سده هفتم قبل از ميلاد مسيح). | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
ارکان علم فيزيک | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
روش فيزيک روش گاليله است که بعداً توسط فيوتون تکميل شد. يعني موضوع مورد نظر توسط تجربه (انجام آزمايش) و تجريه و تحليل رياضي بررسي مي شود. براي انجام آزمايش در فيزيک ،معمولاً ابتدا يک رشته اندازه گيري انجام مي شود. مجموعه فعاليتهاي تجربي را مشاهده مي گويند. نتيجه مشاهده ها و اندازه گيريها، شالوده کار دو مرحله تجزيه و تحليل رياضي را فراهم مي سازد. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
کاربردهاي فيزيک | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مطالعه هر بخش از جهان پيرامون ما بدون دانش فيزيک ميسر نيست. شما با فراگيري فيزيک مي آموزيد که چگونه: مشاهده کنيد، بررسي کنيد، آزمايش کنيد و نتايج آزمايشها را به صورت مناسب ثبت کنيد. براي آموختن فيزيک بايد با کسب مهارت رياضي لازم بتوانيد نتايج و مفاهيم را با جملات دقيق بيان کنيد. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
اندازه گيري | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
اهميت اندازه گيري در فيزيک آنقدر زياد است که مي توان گفت «فيزيک علم اندازه گيري است.» دانشمندان براي آن که رقمهاي حاصل از اندازه گيريهاي مختلف يک کميت با هم مقايسه پذير باشند در نشستهاي بين المللي توافق کرده اند که براي هر کميت مکاني معين تعريف کنند. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
يکاهاي اصلي و فرعي | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
بعضي کميتهاي اصلي فيزيک عبارتند از طول، جرم و زمان و يکاهاي اصلي، يکاهاي اين کميتهاي اصلي اند. يکاهاي اصلي کميتهاي اصلي (M) متر طول (Kg) کيلوگرم جرم (s) ثانيه زمان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
يکاي مناسب براي کميتهاي خيلي بزرگ يا خيلي کوچک | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
يکاهاي کوچکتر و يا بزرگتر را توسط پيشوندي که به يکاي مربوط اضافه مي شود نامگذاري مي کنند. مثلاًً از پيشوند «سانتي» براي 100/1 متر استفاده مي شود. يعني اگر يک متر را به صد قسمت مساوي تقسيم کنيم هر قسمت يک سانتيمتر است. جدول زير مربوط به اين پيشوندها است. پيشوند مضرب نماد پيشوند مضرب نماد دسي 1/10 = 10-1 d دکا 10 da سانتي 1/100 = 10-2 c هکتو 100 h ميلي 1/1000 = 10-3 m کيلو 1000 k ميکرو 1/106 = 10-6 m مگا 106 M نانو 1/109=10-9 n گيگا 109 G پيکو 1/1012 =10-12 p ترا 1012 T | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نماد گذاري علمي | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
در نماد گذاري علمي هر مقدار را به صورت حاصل ضرب عددي بين ۱ و ۱۰ و توان صحيحي از ۱۰ مي نويسند. مثال: | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
دقت اندازه گيري | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
کمترين مقداري را که يک وسيله مي تواند اندازه بگيرد دقت اندازه گيري با آن وسيله مي نامند. به عنوان مثال دقت اندازه گيري يک خط کش معمولي در حد ميلي متر است و براي اندازه گيري طول کمتر از ميلي متر بايد از وسيله اي که دقت آن بيشتر باشد مثل کولين يا ريز سنج استفاده کرد. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
کميتهاي فيزيکي
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
کميتهاي فيزيکي دو دسته اند: نرده اي و برداري | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
بردارهايي که اندازه جهت آنها يکسان است و راستاهاي موازي دارند و بردارهاي هم سنگ يا مساوي گويند. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
جابه جايي: | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
جابه جايي يک جسم، پاره خط جهت داري است که ابتداي آن مکان آغازي و انتهاي آن مکان پاياني جسم و طول آن مقدار تغيير مکان است. دو جابه جايي را وقتي برابر مي گويند که به يک اندازه و در يک جهت (هم راستا و هم سو) باشند.
|
|
حرکت با شتاب ثابت |
|
حرکتي که در آن سرعت جسم با آهنگ ثابت تغيير کند حرکت با شتاب ثابت مي نامند. |
|
معادلات حرکت با شتاب ثابت |
|
|
![]() |
|
V سرعت در لحظه t |
![]() |
|
a شتاب ثابت |
![]() |
|
t مدت زمان |
![]() |
|
x مکان جسم در لحظه t |
![]() |
|
|
![]() |
|
|
![]() |
|
نمودارها |
|
1- نمودار مکان – زمان در حرکت با شتاب ثابت يک سهمي است. |
|
اگر در لحظه t = 0 (محل برخورد سهمي با محور x) خطي افقي باشد سرعت اوليه صفر است. |
|
مماس بر نمودار مکان – زمان در هر لحظه سرعت لحظه اي مي باشد اگر شيب مثبت باشد سرعت مثبت است اگر شيب منفي باشد سرعت منفي است. اگر شيب صفر باشد سرعت صفر است. |
![]() |
|
1- اگر در يک بازه زماني شيب در حال افزايش باشد حرکت تند شونده و اگر شيب در حال کاهش باشد حرکت کند شونده است مانند شکل |
|
2- تعيين علامت a: اگر شيب در حال افزايش باشد و علامت آن مثبت باشد يعني حرکت تند شونده و |
|
اما اگر شيب در حال افزايش بوده و علامت آن منفي باشد در نتيجه a < 0. |
|
اگر شيب در حال کاهش باشد و علامت آن منفي باشد در نتيجه a > 0. |
|
اگر شيب در حال کاهش باشد و علامت آن مثبت باشد در نتيجه a < 0 است. |
|
2- نمودار سرعت – زمان: در حرکت با شتاب ثابت نمودار سرعت – زمان يک خط راست مي باشد. |
![]() |
|
1: اگر در نمودار سرعت – زمان مطابق شکل فوق سرعت در حال افزايش باشد حرکت تندشونده است. |
|
2- شيب نمودار سرعت – زمان برابر است با شتاب ثابت اگر شيب مثبت باشد شتاب مثبت است (شکل فوق) اگر شيب منفي باشد شتاب منفي است. (شکل فوق) |
|
3- محل برخورد نمودار با محور v برابر است با سرعت اوليه |
|
4- سطح زير نمودار سرعت – زمان برابر است با جابجايي |
|
3- نمودار شتاب – زمان: اين نمودار يک خط راست موازي محور t مي باشد. |
![]() |
|
مساحت زير نمودار شتاب زمان برابر است با تغيير سرعت |
| سرعت متوسط | ||||||||||||||||
|




سرعت اوليه




مکان اوليه جسم در لحظه t = 0
جابجايي






): نسبت جابجایی به مدت زمان را سرعت متوسط مینامند. 

مکان جسم در لحظه 

مکان جسم در لحظه 
مدت زمان
